aofoq

مشارکت سیاسی درفلسفه سیاسی اسلام
نویسنده : رحمت الله نبوی - ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳٩٠
 

مقدمه: در طول تاریخ،نظام های سیاسی برپایه اعتماد مردم استوار بوده وهرنظام سیاسی( چه دینی وچه غیردینی) که نتواند اعتماد مردم را نسبت به نظام جلب کند، ازهم فرو خواهد پاشید؛ زیرا اقتدار واستمرار هرنظام، وابسته به مشارکت ودخالت مردم است. مشارکت مردم،تجلی مشروعیت حاکمیت وضامن تأمین ثبات خواهد بود. ازبعد سیاسی، هرچه میزان مشارکت سیاسی مردم بیشترباشد، ثبات وکارآمدی نظام افزایش خواهد یافت. ازسوی دیگر، مشارکت سیاسی، باعث همبستگی ملی است وانسجام اجتماعی را تقویت می کند. حتی درنظام های استبدادی، حاکمان درشرایط بحرانی برای مشروع جلوه دادن خویش وفعالیت های حکومتی خود به رأی مردم ومشارکت آنان هرچند به صورت ظاهری، متوسل می شوند درنظام اسلامی ودینی وحتی نظامی مبتنی برولایت فقیه،عملا نمی تواند بدون رأی ونظرمردم،اقدام به تأسیس حکومت اسلامی نماید واین خود نشان دهنده اهمیت وضرورت مشارکت سیاسی مردم می باشد.
  پرسش اساسی واصلی که درنظام های اسلامی ودینی مطرح می گردد این است که باتوجه به این که مشروعیت حاکم الهی است ومشروعیت خود را ازمردم نمی گیرد، مشارکت مردم چه معنی ومفهومی می تواند داشته باشد؟ برای روشن شدن این پرسش ابتدا باید مفاهیم مشارکت،سیاست، مشارکت سیاسی، فلسفه، فلسفه سیاسی وفلسفه سیاسی اسلام روش گردد وبراین اساس دراین جا به تعریف این مفاهیم می  پردازیم.
1-     مشارکت:  واژ مشارکت یک واژه عربی است وازریشه« شرک» و«شرکت» به معنای انبازی وحصه برداری است. درزبان انگلیسی ازمشارکت به «participation» تعبیرشده است که به معنای شریک شدن، دخالت کردن وشریک کردن است.
2-     مشارکت سیاسی:  اصطلاح مشارکت سیاسی درعلوم سیاسی معنای متفاوتی دارد ودرکتاب ها با تعاریف متفاوت مواجه می شویم واین خود بیانگر عدم توافق درمورد تعریف این پدیده است. براین اساس به برخی ازاین تعاریف اشاره خواهد شد:
الف) برخی درتعریف مشارکت گفته اند که مشارکت سیاسی عبارت است از:« هرنوع اقدام داوطلبانه،موفق ویا ناموفق، سازمان یافته و یا بی سازمان، مقطعی ویا مستمر که برای تأثیر گذاری برانتخاب سیاست عمومی، اداره عمومی و یا گزینش رهبران سیاسی درسطوح مختلف حکومتی«اعم از»ملی ومحلی، روش های قانونی ویا غیرقانونی را بکارگیرد.
ب) برخی دیگرگفته است که مشارکت سیاسی عبارت است از:« مساعی سازمان یافته شهروندان برای انتخاب رهبران خویش، شرکت مؤثر درفعالیت ها وامور اجتماعی وسیاسی وتأثیرگذاری برصورت بندی وهدایت سیاست دولت». به طورکلی می توان گفت که مشارکت سیاسی عبارت است ازاقدام ومشارکت داوطلبانه مردم برای تعیین وتأثیرگذاری درسرشت سیاسی واجتماعی خودشان.
3- مفهوم فلسفه: فلسفه به معنای جستجو وکشف حقیقت است وفیلسوف سیاسی به دنبال کشف حقایق است«هرچند رسیدن به این حقیقت فراگیر نسیت» درواقع می توان گفت که فلسفه روشی است که انسان را ازمرحله باور واعتقاد به مرحله معرفت وشناخت می رساند.
4-    فلسفه سیاسی:«دانشی است که به روش فلسفی به دنبال درک وفهم حقایق امورسیاسی واثبات وتبیین آن است»«فلسفه سیاسی تلاشی است درجهت جایگزینی معرفت«knowledge» به ماهیت امورسیاسی، به جای باور«pinion»به ماهیت امور سیاسی».
5-    فلسلفه سیاسی اسلام: فلسفه سیاسی اسلام به دنبال فهم ودرک فلسفی آموزه های وحیانی درجهت تبدیل باورانسان به معرفت است وقید اسلامی به دو چیزاشاره دارد:
الف)  فلسفه سیاسی درحوزه تمدن اسلامی شکل گرفته است.
ب) فلسلفه سیاسی اسلامی هم ازمنابع فکری سیاسی یونان وهم ازآموزه های شریعت استفاده می کند. درواقع می توان گفت که فلسلفه سیاسی به دنبال تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب است وهدف فیلسوفان اسلامی، هدایت انسان ها به سعادت وکمال می باشد.
   درفلسفه سیاسی اسلام حضورمردم درعرصه های سیاسی واجتماعی برای اقامه قسط وعدل، وظیفه وتکلیف دینی شهروندان مسلمان است واین نگرش برگرفته ازفلسفه سیاسی است که اصولاحکومت وقدرت سیاسی، امانتی است بر دوش مسئولان جامعه اسلامی.ازاین منظر،حفظ  وحرکت درمسیر سلامت جامعه، مستلزم هوشیاریوحضورفراگیرمردم درعرضه های گونانون اجتماعی وسیاسی است ودرنظام اسلامی،مردم علاوه برحضورفعال درعرصه های سیاسی واجتماعی ومشارکت درتأسیس حکومت اسلامی، باید دراستدامه نیز ازباب مشارکت سیاسی رفتار کارگزاران نظام را زیرنظر داشته باشند؛ زیرا اعمال ویا عدم اعمال مشارکت سیاسی به طورکلی، بازتاب اقبال یا اعراض مردم نسبت به نظام سیاسی خواهد بود.


 
 
نقش امنیت ملی درمشارکت سیاسی
نویسنده : رحمت الله نبوی - ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳٩٠
 

چکیده
    دراین تحقیق نقش امنیت ملی در مشارکت سیاسی مورد بررسی قرار گرفت و دراین راستا به مفهوم مشارکت سیاسی، ویژگی ها آن، بحران مشارکت، عوامل بحران مشارکت، مؤلفه های مشارکت، عوامل مؤثر،عوامل مشارکت ومفهوم امنت ملی، پیدایش آن، اهداف، عوامل مؤثر، عوامل تهدید امنیت ملی  مشارکت سیاسی وقانون اساسی افغانستان وامنیت ملی افغانستان وجالش های آن، پرداخته شده است.
    دریک جمع بندی نهایی، باتوجه به نقشی که امنیت ملی درمشارکت سیاسی دارد، مشارکت سیاسی وامنیت ملی درافغانستان، باچالش های جدی مواجه است که نیاز به راهبرد های اساسی دارد.
   مقدمه:
   نظام های سیاسی درطول تاریخ، برپایه اعتماد مردم استواربوده وهرنظام سیاسی که نتواند اعتماد مردم را نسبت به نظام جلب نماید، ازهم فروخواهد پاشید؛ زیرا اقتدار واستمرار هرنظام، وابسته به مشارکت ودخالت مردم است. هرنظام سیاسی برای مشروعیت بخشی خودش، خواهان مشارکت مردم درنظام سیاسی است چه درکشورهای که مشارکت اجباری است وچه درکشورهای که اجباری نیست؛ زیرا مشارکت مردم، تجلی مشروعیت حاکمیت وضامن تأمین ثبات خواهد بود
   باتوجه به اهمیت وضرورت مشارکت مردم ازیک سو وازسوی دیگرباتوجه به وجودآمدن زمینه وشرایط مناسب مشارکت فعال ومؤثر برای مردم افغانستان در تعیین سرنوشت خودشان درعرصه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی که درطول تاریخ، باوجودحاکمیت حکومت های استبدادی سابقه نداشته است،جا دارد که زمینه های فعالیت ومشارکت مؤثر مردم درتمام عرصه ها فراهم شود، تامردم بتوانند به صورت فعالانه درتعیین سرنوشت خود شان که حق قانونی وطبیعی هرانسان می باشد،مشارکت داشته باشند. این مهم به عهده، متفکران واندیشمندان است که بتوانند چالش ها وموانعی مشارکت مردم را درتمام عرصه های زندگی، برداشته وزمینه ای حضور مردم را درعرصه های متفاوت،فراهم نمایند وموضوعاتی که  می تواند زمینه های فعالیت مردم را درعرصه های اجتماعی،سیاسی، فرهنگی و... رقم می زند، مورد بحث وبررسی قرار بدهند؛ زیرا یکی از راه هایی که می تواند زمینه را برای فعالیت وحضور مردم درعرصه های مختلف، فراهم نماید وباعث حل وفصل معضلات وبحران ها در جامعه گردد، اطلاع رسانی به مردم درمورد موضوعاتی است که برای مردم،سرنوشت سازاست.
    یکی ازموضوعات مهم ومؤثر، بحث مشارکت سیاسی وامنیت ملی است. اگر مردم دریک جامعه ازامنیت برخور دار بناشد ، نمی توانند به طور مؤثر وفعال مشارکت داشته باشند. برای این که بتوانند حضورفعال داشته باشند، باید ازامنیت( امنیت اجتماعی، فردی، سیاسی، ملی و...) برخور دارباشند هرچند افراد برای مشارکت، انگیزه های متفاوت دارند، مانند سود جویی، قدرت طلبی، کسب شأن ومقام، حیثیت اجتماعی واحساس امنیت.